بلوچ
اثری از مسعود کیمیایی
این فیلم درسال 1351 به بهانه وصف حال و شرح ناکامی های روستاییان تلقی خود را از شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی وفرهنگی جامعه در آخرین دهه حاکمیت نظام گذشته مورد اشاره و تأکید قرار می دهد . فیلم بلوچ در همان اولین صحنه شروع (فصل تیتراژ ) تصویری از یک مترسک را که به حراست کشتزاری خشک و تفیده ایستاده است . به عنوان نمادی از موجودیت آدم روستایی اش به نمایش می گذارد. ماجرای فیلم شرح کینه توزی یک بلوچ ساده دل است که حریم خانواده اش توسط آدمهای شهری مورد تجاوز قرار گرفته است . آدم های تجاوزگر فیلم بلوچ که قاچاقچیان اشیاء عتیقه هستند . درطی ماجرا به عنوان عناصر وابسته و دست آموز عوامل استعمار معرفی می شوند که در پی غارت ذخایر اقتصادی ارزش های فرهنگی را نیز پایمال می کنند.
روستا با مظاهر اجتماعی خصلت های بومی سادگی ذاتی و آدم های بی پیرایه اش از اولین سال های تولد سینمای ایران برای فیلمسازان ما نیروی مجذوب کننده ای داشته است .بدویت رام نشده طبیعت روستا و خوی آرام و مسالمت جوی آدم هایش دستمایه مناسبی برای انبوه فیلم های ملودرامی بوده است که در طول تاریخ سینمای ایران با طرح ماجراهای تلخ و شیرین روستا و روستایی را واسطه برانگیختن احساسات وعواطف تماشاگر قرار داده و اسباب غم وشادی آنان را فراهم کرده اند. ماجراها آدم ها پیام ها هدف ها و مجموعه نشانه هایی که دراین فیلم ها مطرح بوده اند به رغم سطحی بودن نگاه سازندگانشان نسبت به واقعیت های جوامع روستایی وخام دستی در ارائه تصویری که درباره واقعیت داشته اند در هر حال قابل بحث و بررسی هستند. اما دراین زمینه آن چه بیش از دیگر نمونه ها برای یک بررسی همه جانبه رغبت برانگیز است تصویری است که سینما گران مدعی روشنفکری از آغاز دوره تحول سینمایی ایران – موسوم به (موج نو) تا به امروز از جامعه روستایی ارائه داده است . در آثار این گروه از فیلمسازان با این که پای بندی به تعهدات اجتماعی و فرهنگی یک وجه مشخصه قابل اعتنا است تعمق و وسواس در سامان دادن به ساختار سینمایی نیز کما بیش به چشم می خورد . با این همه فقدان دیدگاه واقع گرایانه سازندگان این فیلم ها نسبت به هویت فردی مناسبات اجتماعی و اصالت ذاتی جامعه روستایی به روشنی محسوس است برای جبران چنین کمبودی است که این استعاره وکنایه و مجاز و طرح تصویری نمادین از روستا ضمن موجه جلوه دادن کاستی های آثارشان سرپوشی فریبنده بر عدم شناخت و ذهنیت آشفته خود نسبت به روستا یافته اند و این ویژگی از همان اولین فیلم روشنفکرانه روستا یافته اند و این ویژگی از همان اولین فیلم روشنفکرانه درباره روستا جلوه چشمگیری دارد .
این فیلم هرچند تا به امروز ارزشمند ترین اثر سازنده اش است و با این که در خلق یک فضای واقعی از جامعه روستا به توفیق کم نظیری دست یافته و در ترسیم روابط اجتماعی آدم هایش به کمک قصه سنجیده غلامحسین ساعدی موفق است با این همه در کلیت خود یک فیلم نمادین و سرشار از مفاهیم کنایی است .
